تبلیغات
اشعار سید

اشعار سید
[ سه شنبه 17 خرداد 1390 ] [ 10:51 ق.ظ ] [ ]

بانام خدا

پیر میخانه

من از اول نوشتم این جنون را بر خصال تو

خمینی! مست مستم کرده این درد وصال تو

کجا رفتی پدر جان این دلم خون شد

سخن‌هایت بود بخشی از آن فهم و کمال تو

خبر داری که بعد تو هزاران قطعه شد قلبم

تو گویی شد مجسم رفتن ختم النبی با ارتحال تو

چه رازی داری ای زیبا که با زهرا شدی هم روز

ندیدم من دگر کس را به این قدر و جلال تو

چنان اَبرو و مژگان را نشاندی بر دل عاشق

که در عالم فقط مانده رخی از آن هلال تو

اگر گفتی به ما از جام زهری آخر عمرت

همه دلهای امت را شکست، آن درد و حال تو

تو که در عالم بالا به آن دستان نظر داری

فدایی کن ز یاران، خون ما باشد حلال تو

ببین بتها که تو گفتی همه در هم شکست و ریخت

فدای قامت سروت، دلم گردیده تنگ آن جمال تو

یکی گردیده در رأس امور این دل خسته

که گویی هر قدم راهی رود همچون مثال تو

به طوفان‌ها اگر این ناخدا هر لحظه می‌راند

یقین دارم که می‌نوشد از آن جام زلال تو

                     والسّلام 

            سید مجید یوسف بیک

          12 /3/90


برچسب ها: پیر میخانه، میخانه، شعر، اشعار سید، شعر در وصف امام خمینی، شعر امام خمینی،
.: Weblog Themes By blogriz.com :.

Authors


برای نمایش تصاویر گالری كلیك كنید


Blog Custom
بلاگ ریز قالب وبلاگ قالب بلاگفا قالب میهن بلاگ فایل گرافیکی